قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3246

تاريخ الفي ( فارسى )

خلافت بيرون كرده بهاء الدّين قراقوش را ، كه از جمله معتمدان او بود ، به نظارت قصر باز داشت . بنابراين ، حبشيان كه از بنى نوع مؤتمن خادم بودند در مقام انتقام شده پنجاه هزار كس جمع شدند و ميانهء ايشان و صلاح الدّين در ظاهر قصر خلافت « 1 » محاربه و مقاتله به‌هم رسيد و خلقى كثير از طرفين كشته شدند و حبشيان همچنان در محاربه جدّ و اهتمام داشتند . چون صلاح الدّين اين حالت را مشاهده نمود ، فوجى از سپاه خود بر سر محلّهء آنان كه او را منصوره « 2 » گفتندى فرستاد تا آن محلّه را آتش زدند و زن و فرزند ايشان را به تيغ بىدريغ هلاك كردند . و چون حبشيان اين خبر شنيدند همه روى به گريز نهادند . سپاه صلاح الدّين از عقب ايشان درآمده و سر راه‌ها بر ايشان گرفته آن‌مقدار از آن طايفهء ناپاك به قتل رسانيدند كه از حدّ احصا و حيّز شمار بيرون بود . تا آنكه فرياد « الأمان » برآورده زنهار خواستند . صلاح الدّين ايشان را زنهار داده از مصر بيرون كرده به جانب حيره « 3 » فرستاد . و چون از آب گذشتند ، برادر بزرگ صلاح الدّين يوسف ، شمس الدّين تورانشاه از پى ايشان رفته بقّية السّيف را تمام به قتل رسانيد و شرّ ايشان را كفايت كرد . و از جمله وقايع اين سال آنكه اهالى فارس به‌واسطهء ظلم و تعدّى بسيارى از والى خود ، زنگى بن دكلا ، آزرده‌خاطر شده كس نزد شمله تركمان به خوزستان فرستاده او را به فارس طلبيدند . شمله چون اين خبر شنيد از نعم غيرمتوقّع دانسته در ساعت سپاه بسيار فراهم آورده متوجّه فارس شد . و چون زنگى بن دكلا اين خبر شنيد ، او نيز جمعيت كرده از شيراز به قصد محاربهء او بيرون آمد و در حدود شيراز آتش حرب ميانهء ايشان درگرفت . بعد از مقاتله و محاربهء بسيار سپاه زنگى بن دكلا با او مخالفت و عذر ورزيده از معركهء وى جدا شدند . بنابراين ، زنگى بن دكلا با جمعى از مخصوصان خود گريخته ميانهء اكراد سرحدّ رفت و به ايشان التجا برد و شمله تركمانى به شيراز درآمد . بعد از چند روز شمله نيز شروع در ظلم و تعدّى نمود ، خصوصا برادرزادهء او ، ابن سنكا ، اكثر اعمال فارس را خراب كرد و اهالى شيراز از رعيت و سپاه از وى بيشتر آزار يافته به حكومت زنگى بن دكلا راضى شدند و كس پيش او فرستاده از وى عهد و پيمان گرفتند كه بعد از اين با ايشان به طريق عدالت سلوك كند . او نيز [ 121 ب ] در اين باب عهود و مواثيق نوشت و جهت ايشان فرستاد و جماعتى از سپاهيان به انعام و احسان به جانب خود آورده با لشكر كردستان متوجّه بلاد فارس شد . و اين نوبت چون شمله به دفع او بيرون آمد ، تمامى سپاه فارس از وى جدا شده به زنگى بن دكلا ملحق شدند و شمله به شومى ظلم و تعدّى خايب و

--> ( 1 ) . در فاصله بين كاخ خلافت و كاخ وزارت . ( 2 ) . ق : منصورى . ( 3 ) . در نزديكى نجف .